به گزارش وبسایت علم ساختمان، اطهره نژادی، مدیر گروه مخاطرات محیطزیستی پژوهشکده سوانح طبیعی ایران، افزایش دمای کره زمین را نسبت به عصر پیشاصنعتی «به ظاهر عددی کوچک اما در واقع بسیار نگرانکننده» دانست.
وی افزود: وقتی از افزایش دمای ۱.۱ درجه سانتیگراد صحبت میکنیم، ممکن است این عدد برای عموم مردم جدی تلقی نشود، اما واقعیت این است که همین تغییر کوچک منشأ موج گرما، بارشهای سیلآسا، خشکسالیهای پیدرپی و مجموعهای از رخدادهای حدی است که اکنون در سراسر جهان مشاهده میکنیم.
نژادی تصریح کرد: تودههای یخ قطبی در حال کاهش است، سطح آب اقیانوسها افزایش مییابد و کشاورزی، امنیت غذایی و منابع آب آسیب میبینند. این روندها تنها نمودهای بخشی از تغییر اقلیماند و بخش عمده آن به فعالیتهای انسانی بازمیگردد.
وی با اشاره به صنعت و حملونقل به عنوان منابع عمده انتشار گازهای گلخانهای، گفت: سوزاندن سوختهای فسیلی مانند زغالسنگ، نفت و گاز طبیعی موجب انتشار دیاکسیدکربن و دیگر گازهای گلخانهای میشود که فرایند گرم شدن زمین را تشدید میکنند.
نژادی ادامه داد: قطع درختان و تبدیل جنگلها به کاربریهای دیگر، مانند کشاورزی، وضعیت را وخیمتر کرده است. تلاش برای بارورسازی ابرها و اتکا به باران مصنوعی به جای تمرکز بر حل ریشهای مسئله، یک نمونه از رویکردهای نادرست است.
وی با اشاره به ارتباط تغییرات اقلیمی با سیلابهای مخرب، بارشهای ناگهانی، موجهای گرما و ریزگردها در کشور، گفت: بر اساس گزارشهای موجود، الگوهای بارش در ایران طی دو دهه گذشته تغییرات چشمگیری داشته است.
نژادی تصریح کرد: ایران ذاتاً کشوری خشک و نیمهخشک است و کاهش بارش همراه با افزایش تبخیر، تعادل آب و خاک را برهم میزند. این وضعیت پوشش گیاهی و تنوع زیستی را در مناطق مختلف کشور تهدید میکند و گونههایی که به شرایط خاص اقلیمی وابستهاند، آسیب میبینند.
وی افزود: کاهش بارش و خشکسالی از سلامت مردم تا معیشت آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. خشکسالی و بیآبی از یک سو و بارانهای سیلآسا که زمینهای کشاورزی را نابود میکنند، از سوی دیگر، اقتصاد خانوارها را دچار اختلال میکند و در بلندمدت منجر به تغییر سبک زندگی و مهاجرتهای منطقهای میشود.
نژادی با اشاره به خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب میانکاله و کاهش تراز آب دریای خزر، گفت: متخصصان بسیاری این موضوعات را از جنبههای مختلف بررسی کردهاند. آنچه در همه این موارد مشترک است، بیتوجهی به ظرفیت زیستی اکوسیستمها است.
وی یادآور شد: کاهش ورودی رودخانهها، نوسان سطح دریای خزر، کاهش تبادل آب میان خزر و میانکاله و برداشت آب تالابها برای کشاورزی و صنعت، همه خدمات اکوسیستمی این مناطق را مختل میکند و دیر یا زود آنها را با آسیب جدی روبهرو میسازد.
نژادی در پایان خاطرنشان کرد: خشک شدن دریاچه ارومیه باید درس عبرت باشد. باید با پایش مستمر، کاهش منابع آلاینده، برنامهریزی فضایی صحیح و توقف پروژههای ناسازگار با حریم تالاب، فشار بر این اکوسیستمها کاهش یابد.
منبع: وبسایت مهرنبوز


نظرات کاربران